در نامه ای به رییسی؛

شیخی: باید در مساله آب با نگاه غیرسیاسی تصمیم گیری شود

شیخی: باید در مساله آب با نگاه غیرسیاسی تصمیم گیری شود

پارلمان ایران دات کام: نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس جمهور منتخب با تاکید بر این که باید درباره مسئله آب کشور، با نگاه ملی و فراملی تصمیم سازی شود اظهار داشت که باید در مسئله آب، نگاه ستادی و غیرسیاسی نه وزارتخانه ای و همراه با لابی گری پیگیری شود.


به گزارش پارلمان ایران دات کام به نقل از ایسنا متن نامه زهرا شیخی، عضو مجمع نمایندگان استان اصفهان به حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی رئیس جمهور منتخب به شرح زیر است:
«برادر ارجمند جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر رئیسی
رییس جمهور منتخب جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
ضمن تبریک پیروزی جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری امید است که انتخاب خجسته شما، اتفاقات مبارک و بزرگی را در تاریخ ایران و جمهوری اسلامی رقم بزند ان شاالله. پس بعنوان نماینده مردم محترم شهر اصفهان مایلم یکی از بزرگترین مشکلات گریبانگیر مردم را یادآوری نمایم که حل آن به انگشت عقلانیت و همت جنابتان نیازمند است و آن مسئله آب است.
تراژدی غمبار خشکی زاینده رود (بزرگترین رود مرکزی ایران)، قریب به دو دهه است ذائقه شیرین اصفهان را تلخ و شور کرده و علاوه بر محیط زیست، آب مورد نیاز کشاورزان و حتی شرب مردم را به بحران کشانده است.
ریشه مشکل زاینده رود امر عجیبی نیست و طبیعتا چاره آن هم از آسمان نمی آید اما متاسفانه تا این لحظه سیاستگذاریهای غلط و سیاستمداران کم توان یا ناآگاه مانع حل بحران آب اصفهان شده اند. نخستین سیاستگذاری غلط نیز به همین نگاه استانی، استاندارمحور و نماینده محور باز میگردد. مشکل اول همین است که مسئله فقط خشکی زاینده رود و تالاب گاوخونی نیست. مشکل، خشکی و کم آبی کارون و کرخه و تالاب هورالعظیم هم هست، مشکل، خشکی هامون و تالاب بختگان و تالاب انزلی هم هست، مشکل خشکی دریاچه ارومیه و 12 تالاب از 14 تالاب استان فارس هم هست. کل ایران در اثر سیاستهای غلط صنعتی و کشاورزی و زیستی درگیر بحران آب، بر هم خوردن تعادل زیستی و تغییر اقلیم شده است. متاسفانه طی این سالها مسئولان مختلف، علت کم آبی و کم بارشی را به خشکسالی یا تغییر اقلیم مربوط دانسته اند، بدون این که بگویند اتفاقا خشکسالی و تغییرات اقلیمی این دفعه «انسان زاد» است و «مسئول زاد».
خشکی زاینده رود و گاوخونی در اثر سدسازی و تونل سازی های بی رویه و طرح های گوناگون انتقال آب و بی توجهی به حقابه زیستی است، درست مثل دریاچه ارومیه و هامون، کارون و کرخه و... روند تبدیل «ایران» به «بیابان» که در اثر همین سوءمدیریت حتی استان های پرآب مازندران و گیلان را به سمت بیابان زایی پیش برده است. بدون این که مرجع یا دستگاه خاصی به عواقب هولناک اجتماعی، اقتصادی و امنیتی آن توجه کند.
پانصد سال پیش، شیخ بهایی مرجع تقلید مشهور عصر صفویه، چاره ای برای زاینده رود ارائه کرد که تا چند دهه پیش زاینده رود را زنده نگه داشته بود و اگر اینک نیز به سنت این عالم نابغه جهان تشیع عمل میشد، نه مشکل آب داشتیم، نه کشاورزان به ستوه می آمدند، نه حمله ریزگردها داشتیم و نه 90 درصد قلمرو ایران در معرض بیابان شدن بود. آن مرد بزرگ در یک تقسیم بندی کاملا دقیق، آب زاینده رود را به 33 قسمت تقسیم کرد و حقابه هایی برای کشاورزان و مردم به عدالت تعیین کرد. حقابه های ثابت و باارزش که گاه مهریه زنان میشد.
میتوان گفت، علت اصلی خشکی رودخانه ها و دریاچه های بزرگ ایران همین رعایت نکردن حقابه هاست. حقابه شرب، حقابه کشاورزی، حقابه صنعت، حقابه محیط زیست. در اثر رعایت نکردن این حقابه ها، خصوصا حقابه محیط زیست، تعادل اکوسیستم بهم خورده است. مسئولان غیرمتخصص گمان کرده اند، وجود آب در رودخانه یا نهرها یا ریختن به تالابها، هدر رفتن آب است! بدون این که بیندیشند مسیر آب طی هزاران سال شکل گرفته و حافظ طبیعت است. با نرسیدن آب به تالابها و نهرهای محلی، پوششهای گیاهی که میتوانند حافظ خاک باشند از بین رفته، نرخ جابجایی خاک و بیابان زایی و سیل زایی بالا رفته است. کاهش رویشگاههای جنگلی و دشتی، موجب افت حاصلخیزی خاک و افت سطح آبهای زیرزمینی شده و نهایتاً منجر به افزایش دما و گرمای اقلیم شده، به نحوی که دمای هوای ایران طی دو دهه 2 درجه گرمتر شده است. افزایش دما سبب شده تبخیر آب بیشتری داشته باشیم و طبیعتا بارندگی کمتر و کمتر. خشکسالی بیشتر و بیشتر. سیل و ریزگرد و کم آبی و بحران آب.
برمبنای مطالب پیش گفته از حضرتعالی بعنوان ریاست جمهوری که عمری را در تحقق عدالت و پیشرفت ایران تلاش نموده اید، میخواهم موضوع راهبردی آب را به شیوه شیخ بهایی با عدالت و عقلانیت نه برای کوتاه مدت که برای صدها سال تدبیر کنید. بی توجهی به وضع آب و محیط زیست کشور، تاوان سنگینی را برای نسلهای بعدی ما در پی خواهد داشت و بالعکس، اقدامات سنجیده و صحیح، آینده ایران را تضمین خواهدنمود. چاره هایی بصورت کلی وجود دارد که باید با تعیین بهترین و دلسوزترین و خصوصاً متخصص ترین کارشناسان حوزه آب، محیط زیست، کشاورزی و صنعت و انرژی به سیاستگذاری دقیق و اجرا برسد. تعدادی از راهکارها عبارتند از:
1. مسئله آب کشور، با نگاه ملی و فراملی تصمیم سازی شود، نه با نگاه بخشی و استانی. این کار هم معضل آب را بصورت ریشه ای و بنیانی مرتفع میکند هم مانع اختلافات و نزاع های قومیتی و شهری و استانی و تبعات ناگوار سیاسی و امنیتی میشود.
2. در مسئله آب، مسائل باید با نگاه ستادی و غیرسیاسی پیگیری شود. نه وزارتخانه ای وهمراه با لابی گری. اینک وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست و استانداری ها هر یک همچون کودکی بر سر یک طناب درحال جدل هستند تا ثابت کنند دیگری مقصر است پس متولی آب در کشور بایستی فقط یک دستگاه ورای این دستگاهها، با تصمیم سازی اصولی و نظارت دقیق باشد و تمام تصمیماتش حاکم بر این دستگاهها باشد.
3. حقابه های شرب، محیط زیست، کشاورزی و در آخر صنعت، به دقت و با رعایت همه جوانب تعیین شوند و هر نوع تخطی از آئین های آب و تعیین حقابه ها با مجازات های سخت روبرو باشد.
4. صنایع آب بر همچون فولاد، ذوب آهن و پتروشیمی در شهرهای کم آب تعدیل و یا تعطیل شوند و به سواحل خلیج فارس منتقل شوند. این بزرگترین خیانت به حیات زیستی ایران است که در دل کویر ایران (دقت کنید شهری مانند آران و بیدگل یا سیرجان)، کارخانه فولاد و پتروشیمی راه اندازی میشود. (تولید هر کیلو فولاد 30 هزار لیتر آب مصرف می کند) حقابه صنعت باید آخرین حقابه باشد، نه نخستین حقابه! با طرح های عجیبی چون انتقال آب از دریای خزر و خلیج فارس و.. باردیگر اکوسیستم را بهم نزنیم. کاری که هیچ کشور پیشرفته ای در دنیا نکرده و بهتر بست بجای انتقال آب خلیج فارس، کارخانه ها را به خلیج فارس ببرند.
5. سیستم کشاورزی ما همچنان سنتی و هدردهنده آب است که دولت سیزدهم به یک انقلاب در زمینه آبیاری و کشاورزی ایران نیاز دارد. حذف کشاورزی و طرح های مفتضحانه «نکاشت» نه فقط مشکل کمبود آب را حل نمیکند، برعکس با نابودی پوشش گیاهی موجب خشکی بیشتر ایران میشود و وابستگی غذایی ایران را رقم میزند. پس چاره، حذف کشاورزی نیست. تغییر روشهای کشت و آبیاری است.
6. در دو دهه اخیر 18 میلیون اصله بلوط را در زاگرس( یعنی 30 درصد قلمرو 6.5 میلیون هکتاری آن را) از دست رفته، دیگر نباید اجازه داد رویشگاه های طبیعی ما در هیرکانی، زاگرس، ارسباران و خلیج فارس نابود شود و باید قلمرو 12 میلیون هکتاری جنگل های طبیعی را حفظ نماییم برای اینکه آنها ریه های سرزمین ما هستند و بدون آنها ایران متروکه خواهد شد حال امید است مجازات های سنگین برای آتش سوزی یا قطع درختان جنگلی، گسترش جنگل کاری (در مناطق جنگلی که خودِ طبیعت به این سمت رفته) و کشت گونه های بومی متناسب با اکوسیستم هر منطقه، از با اهمیت ترین راهکارهای حفظ خاک و آب و طبیعت در این خصوص اعمال شود. متاسفانه از عصر پهلوی بدین سو کاشت درختان غیرمثمر چون کاج و اکالیپتوس، مورد و چمن و.. در ایران رواج یافت و اینک فضای همه شهرها و جاده ها و حتی روستاهای ایران با این گیاهان غیربومی پر شده؛ حال آنکه کاشت این گیاهان خود یکی از بزرگترین لطمه ها به محیط زیست ایران است. هر بوم و منطقه ایران، متناسب با توان اکولوژیک سرزمین، گونه های بومی و هماهنگ با طبیعت خود دارد. منطقه کم آب گونه های بومی متناسب، منطقه پر آب گونه های بومی متناسب. اجازه ندهیم نظم طبیعت و کشاورزی ایران بیش از این مختل شود.
7. باید هر چه سریعتر به سمت استحصال انرژی های نو خصوصا خورشیدی و بادی حرکت نماییم. جناب آقای رئیسی، شما رییس جمهوری باشید که ایران را به سمت انرژی های پاک هدایت کنید. حتی پیشروتر از دیگر کشورهای جهان. نیاز نیروگاههای برق ایران را به آب و سوختهای فسیلی قطع نمایید. خودرو های دیزلی، بنزینی و دودزا را از شهرهای ایران پاک کنید و ایران را به یک کشور پاکیزه با طبیعت دل انگیز همیشگی خود مبدل سازید.
هر اقدامی که اینک انجام دهید تاثیرات چهارساله یا حتی چهل ساله نخواهد داشت بلکه تا چهارصد سال ایران را، تاریخ را، آیندگان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. به امید موفقیت بیش از پیش و نصرت الهی بر این مرز و بوم.




منبع:

1400/05/02
12:03:30
0.0 / 5
181
تگهای خبر: دولت , سیستم , طرح , متخصص
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۴